جاده فیروزکوه

سالهاست که عمر من در این کلانشهر میگذرد و همیشه هم سعی کردم از اینجا نقبی به گذشته بزنم .آخرین باری که به آمل رفتم اواخر اردیبهشت بود یعنی فصل بهار نارنج ،از جاده فیروزکوه رفتم ،سالها بود که از این جاده استفاده نکرده و رفت و آمدی نداشتم. جاده فیروزکوه و مناظرش برام خیلی تازگی داشت . اطراف دماوند همه تبدیل به ویلاهای ییلاقی شد و خوش نشینها از تهران تمام آن باغات و دشتهای سرسبز مشاء و آبسرد و دامنه های مابین امامزاده هاشم تا دماوند را تصرف و تبدیل به باغشهر کردند.فیروزکوه هم نسبت به گذشته تغییرات زیادی داشت و کمی صنعتی شده و از آن رمه های عظیم و بیشمار گوسفند در دشت و دامنه اش خبری نبود. فیروزکوه یک زمانی قطب دامداری کشور بود و لبنیاتش بسیار خوشمزه و عالی بود که فکر میکنم الان آن کره و پنیر و سرشیر و خامه محلی گیر خودشان هم نمیاد ، تا چه رسد به تهرونیها.حیف و صد حیف که با توسعه شهرها و صنعتی شدن ما باید چیزهای با ارزشی را فدا کنیم و از دست بدهیم ، مثل طبیعت زیبا و روستاهای آباد و سرزنده و محیط زیست پاک و پاکیزه را و حتی انسانیت خویش را نیز فدا کردیم و چی بدست آوردیم ، دلمردگی و افسردگی و کسالت و بیحالی و بی عاطفگی . صفا و صمیمیت را دادیم و دوز کلک گرفتیم.

بعد از فیروزکوه و عبور از گردنه گدوک که همیشه در اونجا احساس سرما بر انسان غالب است و اگر توام با باد باشد دردسر ساز میگردد ، مازندران نمایان میشود با پوشش گیاهی سبز و جنگلهای تنک که تبدیل به انبوه میشود.خط آهن زیبائی خاصی به جاده میدهد،بخصوص آنجائی که چند طبقه شده و مارپیچ از بالا به پائین آمده و از این تونل در میاد وبه تونل بعدی وارد میشود.به ورسک که میرسی اوج هنر و زیبائی را در معماری پل ورسک میبینی و مسحور میشوی پلی بدون بتون مسلح با آن ارتفاع و طول و عرض و سالیان سال محل عبور قطار باری و مسافری بود.واقعا آن خط آهن و آنهمه تونل و پلهای متعدد بخصوص پل ورسک را با آن منابع اندک دهه 1310 را همت و اقتدار رضا شاه ساخت نه نیروی دیگر چرا که ما با این منابع مالی عظیم حاصل از فروش نفت و امکانات و تجهیزات امروزی با صرف میلیاردها تومان هزینه در طی حدود ده سال نتوانستیم تونل کندوان را بازسازی و بهسازی نمائیم و با احداث جاده کنار گذر و بستن تونل و طولانی کردن مسیر جاده چالوس درصدی از شاهکار رضا شاه را انجام ندادیم برای اینکه آن همت و اقتدار را نداشتیم.

جاده در امتداد رود تالار ادامه دارد و با عبور از پل سفید و زیرآب و شیرگاه به قائم شهر میرسی ،شهری که زمانی قطب صنعت استان بود و بعنوان شهری کارگری شناخته میشد ، اما امروز باید خون گریه کنی ،چون از آن کارخانجات بزرگ نساجی شماره یک و شماره دو و گونی بافی و غیره چیزی باقی نمانده و پارچه چینی و کره ائی و ژاپنی و اندونزی و تایلندی بازار کشور را تسخیر و کارگران ما را بیکار کرده است.صنعت نساجی کشور چنان زمین خورد که دیگر نمیتواند برخیزد.آنروزی که قانون حمایت از صنایع را در شورای انقلاب تصویب میکردند فکر نمیکردند این قانون صنایع کشور را نابود نماید و امروز اگر حمایت دولت از صنایع خودروسازی کشور برداشته شود این صنعت نیز به سرنوشت صنعت نساجی دچار میگردد.

بگذریم که نگفتن اش بهتراست........................................     

/ 1 نظر / 36 بازدید